![]() |
![]() |
|
| از هر دری سخنی |
|
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه؟ از کوچه پس کوچه های زمان بی مهابا گذشتیم،سیصدوپنجاه و پنج غفلت را گستاخانه به نظاره نشستیم و اکنون..... غرق در رحمت محبوب رحیم، دگرباره دو دست ندامت و بندگی را برای عفو و سبکباری به درگاه ملکوتیش بالا می بریم، آری بار دیگر خود را میهمان خوان کرم و بخشش او یافتیم، همو که فرصتی دوباره عطایمان کرد برای بنده شدن، برای آسمانی شدن، برای یافتن گوهر وجود، برای درک مفهوم بندگی در برابر عظمت خداوندگی، او را سپاس، او را سپاس که بار دیگر از شراب ناب ماه قرب مارا نوشاند و بار دیگر ما تشنگان و گرسنگان معرفت خداوندیش را به میهمانی بر سفره کرم و بزرگواریش خواند ، پس پیشانی تعبد و بندگی را به خاک درگاه شاهی و بزرگیش میساییم باشد که شایستگی بهره بردن ازاین ماه عشق و شور را پیدا کنیم چراکه دعوت از او بود و اراده و ایجاد زمینه توفیق، برای رفتن، بر عهده ی ماست از درگاه منّانیش این لطف و کرم را نیز می طلبیم تا ما گدایان خیل سلطانی را توان حرکت و درک این ماه نور عطا فرماید و علم و حلم و معرفت روزیمان گرداند،و از قلب مهربان خضر و یوسف دوران، امام زمانمان هدایت و رضایت میطلبیم که همه چیز در گرو رضایت اوست، همو که واسطه ی فیض اله است و رحمة للعالمین ...باشد که درین ماه نور و سرور ذره ای از معارف حق روزیمان گرداند... خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم زاد راه حرم وصل نداریم مگر به گدایی زدر میکده زادی طلبیم اشک آلوده ما گرچه روان است ولی به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به دلا دایم گدای کوی او باش به حکم آنکه دولت جاودان به به داغ بندگی مردن براین در به جان او که از ملک جهان به |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 6:5 توسط کوهی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
کوهی / دانشجوی سال چهارم ادبیات /
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
سرای اندیشه ستاره زد سلام کن موجیم که آسودگی ما عدم ماست... من او سرهم |
|
RSS
|