![]() |
![]() |
|
| از هر دری سخنی |
|
ماه خدا سلام
چقدر دلتنگت بودیم، چقدر تشنه ی آمدنت تو ماه معرفتی، ماه عشق و شور تو ماه خداوند مهری با آمدنت سفره ی لطف و توفیق خداوند برایم بیش از پیش باز می گردد ، کویر قلبم از باران علم و عشق و معرفت سیراب می گردد ... تو ماه قربی، ماه نزدیکی من به خودم، به خدایم ، ماه زیبایی و نور خدا می داند که برای آمدنت لحظه شماری می کردم، تو که می آیی همه چیز زیبا می شود در و دیوار شهر بوی خلوص می گیرند ، روح خسته ام آرام می گیرد، زخم هایش التیام میابد... تو برایم نوید جمعی دوستانه ای که به برکت حضورت روزیمان هر روز علم است و عشق است و شور ، به پاس آمدنت به پاس درک دوباره ات خداوند منان را سجده می گذارم زان می عشق کزو پخته شود هر خامی گرچه ماه رمضان است بیاور جامی روزه هرچند که مهمان عزیزست ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی آن حریفی که شب و روز می صاف کشد شود آیا که کند یاد ز دردآشامی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 14:52 توسط کوهی |
|
|
هوالمعشوق
هرچند غرق بحر گناهم ز صد جهت تا آشنای عشق شدم زاهل رحمتم دوستان خوبم سلام می خوام از عشق حرف بزنم ، از محبت چرا عشق بین رب و مربوب ، بنده و خداوند اینقدر کم مطرح میشه ؟ چرا از روح عاشقانه ی اسلام و محبتی که دین تعریف می کنه اینقدر کم برامون می گن ؟ چرا وقتی واژه ی دین رو می شنویم به دلالت التزام واژه ی عشق در ذهنمون تداعی نمی شه ؟ در حالیکه واقع امر همین طوره دین چیزی نیست جز عشق و محبت .... می خوام مناجاتی رو معرفی کنم که حتما همتون با اون آشنایی دارید ، برای کسایی می گم که یا آشنایی ندارن یا مثل من تازه می خوان در مورد این مناجات فکر کنن و به جای سرسری خوندنش با دقت و تامل در معانی اون یه صفایی به دلشون بدن هر چند همه ی ادعیه ی ما از مضامین والای عرفانی و معرفتی برخوردارن بخصوص اونهایی که مستقیما تعلیم امام معصومند (مثل دعای کمیل ). ادعیه ای که با خوندن اونا و با درک مضامین و دقت در معانیشون دیگه احساس تنهایی نمی کنی احساس پیوند عجیبی با صاحب و پروردگارت بهت دست می ده ، احساس سنگینی بار گناهت از بین می ره چون به خدایی پناه می بری که میگه هر چقدر کوتاهی و قصور و گناه داری فقط کافیه قلبا پشیمون بشی و عزم راسخی بر ترک اشتباهات و گناهانت و سعی در جبران اونا داشته باشی و به سمت او برگردی ، کوله بار گناهت رو از دوشت برمی داره و با دست کرم تو رو به سوی نور و پاکی دعوت می کنه و با آغوش باز تو رو می پذیره .... هاتفی از گوشه ی میخانه دوش ................... گفت ببخشند گنه می بنوش لطف الهی بکند کار خویش ................... مژده ی رحمت برساند سروش لطف خدا بیشتر از چرم ماست ................... نکته ی سربسته چه دانی خموش مناجات شعبانیه مناجاتیه که ابن خالویه نقل کرده و گفته که این مناجات رو حضرت امیرالمومنین(ع) و فرزندانشون در ماه شعبان می خوندن فراز هایی از مناجات : خدای من چون با تو مناجات کنم به حالم توجه فرما که من به سوی تو گریخته ام و در حضور حضرتت ایستاده ام ،در حالیکه به درگاهت به حال پریشانی تضرع و زاری می کنم خدای من گویا من اکنون حضور تو ایستاده ام و حسن توکلم به سرم سایه ی لطف انداخته و آنچه از کرم و احسان تو را شایسته است با من به جا آورده ای ،عفو و گذشتت مرا فراگرفته است اگر اجلم نزدیک شد و عمل صالحم مرا به تو نزدیک نکرد من هم اقرار به گناهانم را وسیله ی عفوت قرار داده ام ، خدایا! من در توجهم به نفس خویش بر خویشتن ستم کردم ، پس وای بر نفس من اگر تو او را نیامرزی ! ای خدا چگونه نومید شوم از حسن التفات تو پس از مردنم حال آنکه تو تمام عمر با من جز نیکی واحسان نکردی ؟ ای خدا با من آن کن که تو را شاید ( نه آنچه مرا باید ) و باز هم به فضل و کرمت بر گنه کاری که به جهل و نادانی در لجه ی گناه فرورفته ترحم فرما ای خدا ! تو در دنیا گناهانم را از تمام خلق پوشاندی، حال آنکه من در آخرت به ستاریت تو از دنیا محتاج ترم ! الهی اگر مرا به جرمم مواخذه کنی ، من تو را به عفوت مواخذه می کنم ، و اگر مرا به گناهانم بازخواست کنی تو را به مغفرتت بازخواست می کنم اگر مرا به آتش دوزخ بری اهل آتش را آگاه خواهم کرد که من عاشقت بودم ،دوستت داشتم ( در این فراز از دعا به یاد این حدیث قدسی افتادم که خداوند می فرماید من نزد حسن ظن بنده ام هستم ) روح امید به فضل و رحمت خداوند در فراز های این مناجات موج می زند خدایا ! اگر در برابر طاعتت عملم کم است در مقابل، رجا و امیدم به کرمت بسیار است الهی چگونه از درگاه لطفت محروم و نومید برگردم در صورتیکه به جود و احسان تو حسن ظن بسیار داشتم که به حالم ترحم کرده و از اهل نجاتم می گردانی ! ای خدا! عمرم را با غفلت از تو فانی ساختم و جوانیم را در مستی دوری از تو فرسودم ، ای خدا پس بیدار نشدم روزگاری که مغرور بودم و به راه غضبت می رفتم خدایا! من بنده ی تو و فرزند بنده ی توام که در پیشگاه حضورت ایستاده ام و کرم و رحمتت را به سویت وسیله ی خود قرار داده ام ای خدا ! منم بنده ای که به عذرخواهی به درگاهت آمده ام و از اعمال زشتی که به واسطه ی قلت حیا به حضورت و در نظرت به جا آورده ام از تو عفو و بخشش می طلبم .... هر چه از فراز های بلند این مناجات بگم بازم کم گفتم که سطر سطر اون شرح حال ماست به درگاه چون اویی.... دوستای خوبم اگه درونتون شوقی پیدا شد که برید این مناجات رو با دقت در معانی و با حال بخونید خوشحال می شم نظر شما رو هم در موردش بدونم ، شاید هر کدوممون نکته هایی رو بفهمیم که گفتنش برای همه مفید باشه ! در ضمن موقع خوندن مناجات و دقت در معانی اون من رو از دعای خیرتون محروم نکنید {التماس دعا} (( الهی هب لی قلبا یدنیه منک شوقه)) خدای من ! به من دلی عطا کن که مشتاق مقام قرب تو باشد آمین ......................................................................... جانم آلوده است از بیهودگی من ندارم طاقت آلودگی یا از این آلودگی پاکم بکن یا که در خونم کش و خاکم بکن مولانا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 2:17 توسط کوهی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
کوهی / دانشجوی سال چهارم ادبیات /
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
سرای اندیشه ستاره زد سلام کن موجیم که آسودگی ما عدم ماست... من او سرهم |
|
RSS
|