تبليغاتX
لذت حضور
از هر دری سخنی

هوالمحبوب

حجاب چهره جان می شود غبار تنم      خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

چنین قفس نه سزای چومن خوش الحانی است     روم به روضه رضوان که مرغ آن چمنم

تا حالا شده خودتو تو دامن یه بزرگ رها کنی ؛ خسته از روز مره گی ها ،خسته ازدنیا ،خسته از خودت

پناه ببری به آغوش محبت بزرگی که مطمئن باشی با تمام وجود پذیرای توست

بزرگی مثل آقا امام رضا علیه السلام،امام عشق و مهر،آقای کریمی که یه طرب درونی و تحول قلبی اذن دخول به حرم مطهرشونه،با اینکه همه جا در محضر ائمه اطهاریم همونطور که در محضر خداییم اما فضای ملکوتی حرم که متبرک به وجود مادی حضرت هم بوده و هست به هر حال لطف مضاعفی داره،وقتی اونجایی آروم و مطمئنی و خیالت راحته که هر چند پای تو لنگه و توی این دنیا احساس تنهایی می کنی اما کسی هست که دست تو رو می گیره و از منجلابی که با دستای خودت برای خودت ساختی بیرون میاره فقط کافیه که تو طلب کنی و یه عزم راسخ داشته باشی

نکته ی دیگه ای که هست اینه که ما همیشه عادت داریم تو حرم ائمه و بزرگانمون که پا می ذاریم شروع

می کنیم از مشکلات ریز و درشت زندگی مادی و دنیاییمون حرف می زنیم در حالیکه خودمونم خوب می دونیم که درد و بیماری اصلی ما چیز دیگه ایه ولی چون ازش غافل می شیم و بهش توجه نمی کنیم یادمون می ره که چمونه اون وقته که هی بهونه می گیریم و دچار روز مره گی می شیم ،دوستای من ما هممون درد غربت داریم ،درد عشق درد جدایی از محبوب ،درد آخرت ولی نمی دونم چرا بهش توجه نمی کنیم

استاد باصفایی همراهمون بودن که به لطف و توفیق خدا و کمک های ایشون زیارت متفاوتی داشتیم،هر روز از آداب زیارت برامون می گفتن

می گفتن وقتی به محضر امام مشرف می شین بی سلیقه گیه که از امام درو دیوار طلب کنید البته درخواست رفع مشکلات مادی دنیایی نه بده و نه منع شده اما برای اونی که اهل دله و دنبال چیز های با ارزش تر می گرده خوبه که به این چیزا راضی نشه و از امام بزرگترین ها رو بخواد،بخواد که بیماری دلشو درمون کنه ،چشماشو بینا کنه که بتونه آنچه نادیدنیست آن بیند ،بهش معرفتی بده که بتونه توحید و نبوت و امامت رو درک کنه عدل و معاد رو بفهمه و خلاصه کمکش کنه که اونطوری باشه که محبوب می پسنده ،اون وقت اون امام بزرگ تر از اونه که مشکلات تو رو ندونه ،امامی که به اسرار درونی تو آگاهه قطعا و حتما مشکلات تو رو خوب میدونه

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است    چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست            درحضرت کریم تمنا چه حاجت است

جام جهان نماست ضمیر منیر دوست          اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است

ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار          میداندت وظیفه تقاضا چه حاجت است

من هم اینبار کوله بار مشکلاتم رو گذاشتم و با جام تهی وارد حرم شدم تا از شراب معرفت لبریزش کنه

با اینکه هزار درد و مشکل دنیایی داشتم اما چیزی که ازشون خواستم معرفتو درک و درد بود و بس

خواستم که دین فهمم کنن بهم معرفتی بدن که درد دین و آخرت داشته باشم ،حقایق رو اونطور که هست بفهمم نه اونطور که من توهم می کنم ،خواستم که خداشناسم کنن ؛بعد احساس کردم که چون که صد آمد نود هم پیش ماست

استاد بزرگوارم میگفتن همه میرن تو حرم میگن که چی از آقا می خوان هیچ کس نمی ره بگه آقا شما چی می خوای شما می خوای من چطوری باشم ؟و واقعا زیارتی که باعث رشد و تعالی آدم میشه این نوع زیارته با این دید به دیدار امام حاضر و ناظر رفتن برکت داره و آدم رو بالا می کشه

تو این سفر استادمون چیزهای زیادی یادمون دادن که بحمدالله باعث شد سفر متفاوتی داشته باشیم

امیدوارم بتونیم دستاوردهامونو حفظ کنیم و به پیمان هامون عمل کنیم

به امید زیارت هایی با معرفت

رواق منظر چشم من آشیانه توست           کرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست

به لطف خال وخط ازعارفان ربودی دل      لطیفه های عجیب زیر دام و دانه توست

دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد      که در چمن همه گلبانگ عاشقانه ی توست

علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن          که این مفرح یاقوت در خزانه توست

به تن مقصرم از دولت ملازمتت              ولی خلاصه جان خاک استانه توست

من آن نیم که دهم نقد جان به هر شوخی      در خزانه به مهر و نشانه توست

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار     که توسنی چو فلک رام تازینه ی توست

سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد       که شعر حافظ شیرین سخن ترانه ی توست

با تشکر از از استاد بزرگوارم آقای مخبر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 19:51  توسط کوهی |